ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
100
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
مىنگاشت ، و مولانا نظام الدين كه سدّ يأجوج اين فتنه بود و زخم شياطين غاغهء غوغا ، سلطان را به دلايل واضح و براهين قاطع از آن طريقت و عقيدت منع مىكرد ، لكن آن زمستان به تمشيت كار اوقاف آذربيجان از حضرت اعلى تقاعد و تخلف نموده بود و از ملازمت درگاه غايب شده . رايات همايون در شهور سنهء تسع و سبعمايه عزيمت مشاة « 1 » دار السلام بغداد جزم كرد و چون به محول نزول فرمود ، از آنجا به زيارت مشهد امير المؤمنين على عليه السّلام مبادرت نمود و شب را عارضهاى ديد بشارتدهنده و رغبتانگيزنده به خلاص و نجات . علما آوردهاند كه خداوند تركيب نيكو كه مزاج معتدل دارد و اخلاق پسنديدهء مهذّب و صدق گفتار مجرّب و افكار وى از دماغ دور باشد ، در خواب هر آينه معاينه مشاهدهء معانى روحانى كند ، على الخصوص پادشاه نيكو - عقيدت پسنديده طريقت . بامداد به امرا و ايناقان دولت و مقرّبان حضرت خواب خود باز راند و مذهب شيعه اختيار كرد ، و گفت : اى اصحاب و نوكران ، هركه از شما با من درين طريقت و عقيدت موافقت نمايد فبها ، و هركه طريق مخالفت و مباينت سپرد بر وى هيچ حرج و اعتراض نيست ، منصب اعمال خود به سلامت بگذارد و به سلامت برود . بعضى به سبب زوال جاه و مال موافقت نمودند و بعضى از براى تقلّد اعتقاد آبا و اجداد و انكار عوام ظاهر خلاف باطن فرانمودند . و فرمان نفاذ يافت تا تغيير خطبه كردند و نام صحابهء كبار و ائمّهء ابرار از خطبه طرح كردند و نام على و حسن و حسين ثبت ، در جملهء اعمال عراق عرب . و همچنين در شعبان سنهء تسع و سبعمايه ، سيم و زر كه به سكّهء صحابهء كبار مسكوك و مضروب بود به زعم « 2 » شيعه و رغم انف سنّت با سكّهء دوازده اماميه كردند ، در همهء ممالك ايران و شيعه در بانگ نماز « حىّ على خير العمل » بيفزودند . اهل سنّت ايشان را
--> ( 1 ) ظ : مشتاة ( قشلاق ) ( 2 ) در اصل بىنقطه است